بلکفیلد

زخمه های باد

بر تارهای این چگور زمستانی

                    و آوازی موهوم

                    در شبستانهای  خاطره

                                            و این ، نه که افسانه خواب

                                              سرود بیدار باشی است

                                                                           در گوش رویای تو

                                           من برای توست که می نویسم ...

 

از نبودن و نماندنم هیچ نخواهید که بدانید تنها به این جمله بسنده می کنم که این بخت را مدتی نداشتم تا از حضور گرم و سازنده شما بر نهال نورسته این باغچه سایه بگیرم .

 

شاید اغلب علاقمندان و دنبال کنندگان موسیقی های مبتنی برتفکر و وتحقیقاَ هنری و البته صاحب سبک نام گروه و پروژه های شخصی استیون ویلسون (نقطه عطف گروه porcupine tree را شنیده باشند . استیون ویلسون یکی از فعال ترین موزسین های دهه ۹۰ و سالهای اخیر است که با ارائه آثاری پیشرو و در خور اعتنا ، توانسته است گوشه ای از دنیای متنوع موسیقی را معطوف خود سازد .

                                     

 

او باساخت ترانه های بیادماندنی و همچنین سرودن اشعار تاثیرگذار با موضوعات انسانی با پیش مایه هایی از فضای محزون تخیل یک انسان پناهنده به هنر ، در میان علاقمندان به موسیقی های خاص ، جایگاه محکمی را به خود اختصاص داده است و این دلیلی شده است برای اینکه از دیاری دیگر با نماد موسیقیائی بسیار متفاوت آویو گفن هنرمند  اسرائیلی صلح طلب که در مبان عبری زبانان جهان  از مقبولیت قابل توجهی هم برخوردار است در سال ۲۰۰۰  میلادی ،  پس از ارائه پیشنهاد برگزاری کنسرت به او وگروهش در تل آویو در حهت حصول به مقاصد مشترک گامهای موثری بردارند .پس از حضور استیون در تل آویو و بررسی آثار شخصی آویوگفن تصمیم بر این گرفته شد تا ان دو یک پیش درآمد مشترک ارائه دهند اما این پیش درآمد ساده بقدری موفق بود که تفکرشان متوجه تولید بک آلبوم شد . ظرف مدت ۱۸ ماه برغم فعالیت های شخصی و گروهی ، آن دو به مشغله تولید اثرمشترک نیز پرداختند . این آلبوم بخوبی نماینگر تفکرات پدید آورندگانش بود و براحتی میشد ازحس مسترک هر دو آنها در اثر ردپائی دید . سرانجام در سال ۲۰۰۴ گروه Blackfield دونفری  به مدد نوارندگان میهمان در کنسرتهای اولیه ، توانست اولین  Blackfield را روانه بازارکند و در زمره بهترین های ۲۰۰۴ قرار گرفت بطوریکه در لندن و تل آویو احراهای زنده و نیز مصمم بر آن شدند تا پایان سال جاری دومین  Blackfield را نیز ارائه دهند .

شنیدن این آلبوم برای علاقمندان متعصب استیوت ویلسون شبیه  یک ریسک بزرگ بود چراکه آنها باور نداشتند که

 یک هنرمند ناشناخته غیراروپائی بتواند آنچه آنان از ویلسون متوقع بودند برآورده سازد اما بیشتر منتقدان تولید همچین اثری پس ارز رویارویی مستقیم ، بر این عقیده استوارشدند که آلبوم مذکور از موفق ترین آلبوم های تجربی سالهای اخیراست .

 

و اما آلبوم

شاید یکی از عللی که باعث معرفی  آلبوم شد این باشد که من  بازهم صدای گامهای لرزان خزانی دوباره را که از هر نوایی برایم آشنا تر است چراکه به انتظارش می مانمم ، شنیده ام . خش خش خش .. برگها . شاید این آلبوم یکی از پائیزی ترین موسیقی هایی باشد که من شنیدم و گاهی نسیم خرانی ان بازوهایم را لرزانده و قطرات بارانش انگشتانم را تر و مرطوب ساخته و صدای کوچ بالهای فرشته گونه پرندگان را ....

در جایی خواندم که آلبوم با یک اثر سیدبرتی آغار می گردد چه اندازه پینک فلوید بر ذهن و روح شنوندگان و همچنین سازندگان اثر داشته است که حتی با گذشت نزدیک به نیم قرن هنوز هم آثاری که تداعی کننده هنر این گروه است خلق میگردد .

در این مجموعه اکثریت قریب باتفاق آهنگ ها دارای اقیانوسی از نواهای تاثیرگذار در عین حال تاثر برانگیز می باشد و هر چه کارها رنگ و بوی خاوری تر می گیرد وجه اندوه آور اثر بیشتر به چشم میآید .

نوای فولک عبری آنچنان روح نواز است که گاهی هنرهارمونیک کار استیون را پوشش می دهد . رویایی ترین لالایی را که شاید روان شنونده را بیش از آرم بخشیدن به سکون مطلق و سیلان صفر می خواند در مجموعه شاهد خواهید بود .

اثر برخلاف بیشتر فواعد پیشرو در موسیقی امروز جهان ، گه گاه شما را در کمترین زمان ممکن (مدت آهنگها) به آنچه در درون دارد فرا می خواند .۱۰ ترانه در کمتر از ۴۰ دقیقه موجز و مختصر . ولی در عین حال دیالوگ کلی آهنگها تاکید محکمی بر موسیقی مختص بریتانیا دارد که در پوسته ای به جنس تمدن کهن زاده سرزمین کنعان به قداست بیت المفدس شریف مستتر گشته است .

هرگز نمیتوانم بگویم کدام ترانه بهترین است و حتی یک انتخاب شخصی برای شنیدن موسیقی در یک بعداز ظهرنارنجی نیز از میان این ترانه ها نمی توانم داشته باشم گویی هر آهنگ علی رغم اینکه به آهنگ بعدی وابسته نیست اما برای شنیدن نیازمند پیوستگی به کلیت کار است .

شما را در آغاز مهری دیگر ، به شنیدن این اثر دعوت می نمایم . امیدآنکه با نقد اندیشه ام ، روزنی بی غایت درخشان به سویم بگشائید .     

 

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بی نام ...و نشان(2)

عجله از اینجهت که این نوع موسیقی را نمیتوان کوتاه بر گزار کرد... یک بار دیگر ترک01 - Open Mind را گوش کنید... دقیقا جایی که موسیقی و ووکال در اوج هستند تمام می شود یا نمونه بهتر 08 - Cloudy Now دقیقا جایی که نوع موسیقی می طلبد(باید) که ادامه یابد(با سولو یا ...) به پایان می رسد. در اینکه آلبوم شاهکاری است شکی نیست. اماحیف که موسیقی فدای کوتاه برگزار کردن آلبوم شده است. جاییکه چنین انتظاری نمیتوان داشت. البوم زیبایی است چند ترک آن یادآور شاهکاری دیگر1999- Stupid Dream از Porcupine Tree. متشکرم که یادآوری شما باعث شد این آلبوم را دانلود کرده ! و مدت ها و هنوز مشغول باشم.

SlipKnoT-MeTaL

SlipKnoT-MeTaL آپدیت شد اولین آپدیت در فصل پائیز . منتظر نظرات شما درباره این پست هستم .

آقا/خانم بی نام ...و نشان(۱) و (۲) و .... اشاره کرديد که: دقیقا جایی که موسیقی و ووکال در اوج هستند تمام می شود! پيشنهاد می کنم Pull Me Under از گروه Dream Theater را گوش کنيد و بريد دنبالش و ببينيد چرا اينطوری تموم ميشه تا بلکه رو نظرتون تجديدی بکنيد! موفق باشيد.

بی نام... و نشان(3)

موسیقی بلک فیلد اساسا با کار دریم تیاتر فرق دارد و اصلا چنان ادعایی هم ندارد. با همه مشخصات و مختصات یک اثر پروگرسیو راک ارائه شده است لذاچنان پایان بندی برای مثلا Cloudy Now غیر منتظره و بعضا نامطبوع مینماید. ضمن اینکه دریم تیاتر در ان کار ناگهان موسیقی را قطع میکند که با پایان بندی آن دو ترک از بلک فیلد بسیار متفاوت است. و دست آخر این که بیشتر منتقدان این اثر ضمن ستایش آن بعنوان یکی از بهترین های سال 2004 اذعان دارندکه کوتاهی ترکهاو پایان بندی بعضی از ترک ها چندان دلچسب نیست - رجوع شود به ریویوهای مختلف این اثر در وب.. متشکرم

بی نام ...و نشان(4)

بی نام ونشان(4) بر میگردیم به مورد مثال من Cloudy Now که آروم و باهمراهی اکستیک شروع میشه ضمن فضا سازی خودش. بعد از اون مقدمه از We are a fucked up generation که میتونه بندترجیع اثر باشه موسیقی اوج میگیره وباپایان شعر به آخر میرسه. این دقیقا ساختار کلاسیک یه اثر راک یا پروگرسیوراک و حتی ترانه های پاپ قدیمی هست. در نوع پروگرسیوش معمولا با سولو دنبال میشه( آرت راک در اینجا ترجیه میده ادامه مقدمه رو بیاره و کار روتموم کنه). چنین ساختارکلاسیکی ماهیتا و ذاتا نمیتونه ادعایی مثل Pull Me Under داشته باشه و یا به اون شکل نامعمول(برای من نامطبوع) تموم بشه... در نهایت سلیقه ها مختلف هست. من شخصا از این اثر لذت بردم هر چند ترجیح میدم این ترک رو دو سه بار پشت سر هم گوشبدم تا لذت بیشتری ببرم. حیفه نه؟

اقليما

خوب دوستان به نظر می رسد که مقايسه اين دو گروه چندان مناسب نباشد اما در مورد کوتاهی ترانه ها و پايان ناگهانی ترانه مورد نظر بعقيده من البته چندان هم ناگهانی نيست اما اوج گيری پايان کار را می توان به سکوت ترانه بعدی متصل دانست چراکه ترانه بعدی با يک سکوت تعمدی آغاز می گردد . نکته ديگر که به نظرم رسيد بگويک اين بود که شايد بهتر باشد اين اثر را يک موسيقی در ژانر پروگرسيو مستقل از راک يا هر ژانر ديگری بدانيم . اين آلبوم در پاره ای از مسايل بسيار بحث برانگيز بوده است بسياری از نکات فنی که در آلبوم های امروزی از اصول اوليه است در اين کار ديده نميشود اما رنگ و بوی دهه ۷۰ اثر سادگی آن را بخوبی پوشش داده است به اضافه اينکه اجرای بديع و نوازندگی بسيار عالی ذهن شنونده را حتی از نقاط ضعف ووکال هم دور می سازد

علی

خيلی خوشحالم از اين که دوباره نوشتی . و خيلی ناراحت و شرمنده از اين که تو اين مدت به دلايلی نتونستم کمکی بهت بکنم . به هر حال اميدوارم که بازم بنويسی . راستی تو اين حدودا يک سال من با خيلی اشخاص و خيلی چيزها آشنا شدم و بازم تغيير کردم . اينم (تغيير زود به زود ) يکی از ويژگی های انسان پست مدرنه ديگه . به واسطه استادم ، علی رادمان ( یکی رهبران گروه ارکستر سمفونیک تهران ) با استاد عليرضا مشايخی آشنا شدم . موسيقی نو دريچه ای جديد رو به من نشون داد . و خيلی اتفاقهای ديگه . به اميد ديدار ...

SlipKnoT-MeTaL

SlipKnoT-MeTaL آپدیت شد دومین آپدیت در فصل پائیز . منتظر نظرات شما درباره این پست هستم . چرا که نظر شما در مورد اين پست برايم مهم و قابل احترام است

حميد ملاهادی

سلام. اميدورام که خوب باشيد. ممنونم که سر زدي. ميدونی نظرات شما هميشه برای من جالب و مهم بوده. Riverside پروژه ای بود که خودتون بهم معرفيش کردید و از اين بابت ازتون ممنونم. موفق باشيد

محسن

اها ایندفعه دست روی گروهی گذاشتی که من اخرین آلبومشو گوش دادم اما انگار این کوین مور شما از گروه جدا شده و باز هم طنابی نازکی که قرار بود من رو با نوشته های غریت تو آشنا کنه پاره شد. عجب دنیایی شده، نه؟