موج موسیقی

نقد ومعرفی موسیقی راک

موسیقی با یک شروع خانوادگی
نویسنده : اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh - ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٤
 

استیون جان ویلسون (متولد 3 نوامبر 1967) گیتاریست، خواننده و آهنگساز و نیز بنیان گذار گروه پروگرسیو راک Porcupine Tree است. ویلسون همچنین یک تهیه کننده خودآموخته، مهندس صدا، نوازنده گیتار و کیبورد (در کنار سازهای دیگر) است.

 

ویلسون متولد Kingston Upon Thames انگلستان است اما از 6 سالگی در Hemel Hempstead بزرگ شده است. او عشق به موسیقی را از حدود 8 سالگی در خود یافت، در یک روز کریسمس هنگامیکه والدینش برای یکدیگر به عنوان هدیه صفحه های گرامافون LP خریدند. پدر آلبوم Love To Love You Baby از Donna Summer را برای مادر خریده بود و مادر آلبوم Dark Side Of The Moon از Pink Floyd را برای پدر. استیون جوان بیشتر کودکیش را به گوش کردن این آلبومها با "گردش  شدید" گذراند، آنگونه که خود او بعدها شرح داد. هر دو LP روی آهنگسازی آینده ی او تاثیر گذار بودند. او ادعا می کند "... با نگاه به گذشته می توانم ببینم که چطور آنها تقریبا به کل مسئول مسیری هستند که از آن زمان موسیقی من در آن قرار گرفته است". پینک فلوید او را به سوی پروگرسیو راک تصوری تجربی/روان پریشانه (مانند Porcupine Tree و Blackfield) متمایل کرد، و دونا سامر با ضرب آهنگهای متمایل به trance (که در No-Man، پروژه مشترک و مدید ویلسون با موزیسین همراه و خواننده Tim Bowness به عنوان هدف موسیقایی اولیه انتخاب شد. متعاقبا، صدای گروه رشد کرده و یک مسیر مشابه Talk Talk متفکرانه تر و تجربی را دنبال نمود.)

به عنوان یک کودک، استیون وادار به آموختن گیتار شد، اما از آن لذت نبرد؛ والدین او پرداخت پول برای کلاسها را متوقف کردند. با اینحال، در 11 سالگی، ویلسون یک گیتار کلاسیک سیم نایلونی را از اطاق زیر شیروانی نجات داد و شروع به کسب تجربه با آن کرد؛ آنگونه که خودش می گوید ".... با ساییدن میکروفونها روی سیمهای گیتار، خوراندن صدای بدست آمده به ضبط صوتهای حلقه ای اضافه پر شده و ایجاد یک فرم ابتدایی ضبط چند لایه با ایجاد توازن میان دو دستگاه پخش کاست." واضح بود که کودک 11 ساله شیفتگی ابتدایی نسبت به قابلیتهای متفاوت تنظیم و بازی با صداها نشان میداد. در 12 سالگی، پدرش که یک مهندس الکترونیک است، اولین دستگاه ضبط چند لایه را برایش ساخت تا بتواند شروع به تجربه کردن قابلیت های ضبط استودیویی کند.

چندان طولی نکشید تا او شروع به تشکیل گروههایی با دوستان مدرسه کرده و به اجرای زنده بپردازد. اما، چیزی که واقعا او را راضی نگه دارد تجربه با صداها و پردازش ساخته هایش بود.

بین سالهای 1984 و 1986 او کارهایی را با گروههای زیرزمینی Altamont  و Karma ضبط نمود. بعضی از این نوارها اخیرا دوباره با افزایش محبوبیت Porcupine Tree مورد توجه قرار گرفتند. ویلسون آنرا اینگونه شرح می دهد "...مثل نقاشی که لکه های رنگ دوران کودکستانش را به نمایش گذاشته باشد."

او هنگامیکه که نواری را همراه با Altamont با عنوان Si Vockings ضبط کرد تنها 15 سال داشت. این کار خاص شامل سروده های Alan Duffy میشد که ویلسون بعدها برای دو آهنگ Porcupine Tree به کار برد: This Long Silence (این سکوت طولانی) و It Will Rain For A Million Years (برای یک میلیون سال باران خواهد بارید).

تقریبا در همان زمان اجرا در گروه Altamont، در گروهی به نام Karma نیز عضویت داشت، و  نوارهایی با عنوان The Jokes On You (1983) و The Last Man To Laugh (1985) را ضبط نمود، که حاوی نسخه های اصلی ترانه هایی بودند که بعدها برای Porcupine Tree مورد استفاده قرار گرفت.

 

تا این زمان، تجربیات موسیقایی گوناگون ویلسون شامل سبکهای avant-garde industrial ، psychedelia (همراه با Altamont) و پروگرسیو راک (با Karma) می شد. گام بعدی استیون تشکیل 2 گروه بود : No-Man و Porcupine Tree.

در اواخر دهه 90 علاقه ی ویلسون به موسیقی های experimental، drone و ambient با سریالی از پروژه های جدید نمود پیدا کرد، با گروههای برجسته ای همچون Bass Communion و Incredible Expanding Mindfuck که IEM نیز خوانده می شود. او همچنین تک آهنگهایی را نیز تحت نام خود منتشر نمود.

پس از آن، ویلسون به خاطر استاندارد بالای تولیدی اش به شهرت رسید و دعوت به تهیه کنندگی برای هنرمندان دیگری همچون Anja Garbarek هنرمند نروژی و Opeth گروه پروگرسیو متال سوئدی شد. هرچند که او ادعا می کند از تهیه کنندگی بیش از هر چیز دیگری لذت می برد، با وجود درخواستهای پروژه های خودش، در چند سال اخیر خود را بیشتر محدود به میکس کردن برای هنرمندان دیگر کرده است.

 

موسیقی ویلسون برای من موسیقی شنیدن و لب نزدن است یعنی هرچقدر هم ترانه هایش جذاب باشد ترجیح می دهم فقط و فقط بشنوم .

آلبوم  In Absentia یکی از زیباترین آلبوم های گروه Porcupine Tree   که برای من شنیدنش خالی از لطف نبوده است.

 

در این قسمت میخواهم مرور کنم بعضی از ترانه های این مجموعه را.

 

شروع ریتمیک ترانه ورودی کارهای دهه هفتاد را تداعی می کند با این تفاوت که چاشنی فضا سازی در این شروع به خوبی تزریق شده است . بطوریکه در بخش هایی از این ترانه انگار اصرار داشته اند که ریف های سنگین تری را برای حفظ شرایط کلی آلبوم قرار دهند اما نقطه عطف این کار که Blackest Eyes نام دارد در قسمت های سبک تر نهفته است .

 

ترانه دوم شروع مسافرت به سبک ویلسون است . باید اعتراف کنم که آلبوم های ویلسون نوعی سفر را به مخاطب تلقین می کنم از ابتدا به انتها و برعکس بطوریکه وقتی آلبوم تمام می شود شنونده احساس می کند باید پارت دوی آن را نیز می ساختند .   TRAINS با فرم موسیقیایی جنوب اروپایی چندان نشانه ای از بریتانیا در خود ندارد بخصوص یک سوم نهایی کار که فضا به سمت موسیقی مدیترانه ای هدایت می شود .

 

ویلسون همیشه در حال تجربه کردن است به نظر می رسد آلبومهایی که برای گروه های مختلف می سازد شبیه به رویاهای شبانه اوست .

 

اغلب ترانه های آلبوم سال 2002 گروه دارای فراز و فرود بسیار و تلقین حس بی وزنی به شنونده است .

بهره بردن از سازها در کنار افکت های خاص الکترونیکی و خودنمایی گیتار آگوستیک وجه متفاوت دیگری از این آلبوم بشمار میآید .

 

 Lips of Ashes ، مملو از فضاهای به هم پیوسته است که در طول و عرض موسیقی ویلسون در حال دورانند . بکار گیری صدا ها بعنوان القاگر حس شعر و شعری که خود به تنهایی می تواند نوعی تضاد با موسیقی سیال این ترانه داشته باشد و بستن کار به سلویی ساده اما دلنشین که بیشتر مرا به یاد کارهای غیر ملودیک دریم تیاتر می اندازد .

 

 the sound of muzak یک راک انگلیسی محض که می توان آن را شناسنامه اثر دانست .

در این آلبوم هر چه پیش میرویم به شگفتی های بیشتری می رسیم مثلا  Strip The Soul خاطره ای از جنس شب به شنونده القا می کند و برای کسانیکه  معتقد به تکنیک نوازندگی هستند افق تاریکی از یک کار قابل قبول نمایش می دهد اما در عوض طرفداران موسیقی معناگرا را به خوبی راضی می کند .

 

یا ترانه  Drown With Me انگار ادامه کار ویلسون در بلک فیلد است و فقط گیفن را کم دارد .

آهنگ برگزیده من در بین ترانه های متعدد زیبای این مجموعه  Wedding Nails که یک سلوی جادویی در خود نهفته دارد .

 

ویلسون و موسیقی اش پر از تحرک است اما در فضایی بسته و برخلاف دیگر بریتانیایی هایی که معتقد به موسیقی باز و ریتمیک هستند او علاقه ویژه ای به ارائه آثار حجم دار و معناگرا دارد .

 

و شاید خاطره اولین موسیقی های زندگی اش او را رها نمی کند که البته این هم برای محتوایی کردن آثارش بسیار مفید بوده است .

 

 

 

 

 

 


 
comment نظرات ()