موج موسیقی

نقد ومعرفی موسیقی راک

 
نویسنده : اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh - ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٤/۳۱
 

با نام هنر و هنر آفرید

 

  سلام دوباره به دوستان و همراهان موج موسیقی

مدت مدیدی بود که به دلایل برخی مشکلات شخصی متاسفانه فرصت نوشتن پیدا نمی کردم  و اینک در یکی از تابستانی ترین روزهای سال از شما دعوت میکنم همراه موج موسیقی شوید .

شایسته است که از کلیه دوستانی که در این مدت جویای احوال من و موج موسیقی بودند تشکر کنم .

 ...

 شامگاهان :

راه جویانی که می جستند ، آرش را به روی قله ها ، پی گیر :

بازگردیدند:

بی نشان از پیکر آرش :

 با کمان و ترکشی  بی تیر

آری ، آری ، جان خود در تیر کرد آرش :

کار صدها صدهزاران تیغه بر شمشیر کرد آرش

تیر آرش را سوارانی که می راندند بر جیحون :

به دیگر نیمروزی از پی آن روز  :

نشسته بر تناور ساق گردویی فرودیدند :

و آنجا را از آن پس :

مرز ایرانشهر و توران بازنامیدند .

      

                                       

                                                                        

حماسه یا ایفای سمبولیک شعر و موسیقی از دیرباز در اکثر فرهنگ ها و تمدن ها به چشم می خورد . این نوع ادبیات و موسیقی به مردم کمک می کند که با امید و دلگرمی بیشتری به زندگی خویش ادامه دهند و در واقع موضوع مذکور یک نوع تاثیر روحی روانی خاص بر بستر حوامع محتلف داشته است .

خواندن داستان گذر سیاوش از آتش و یا نبرد رستم و اسفتدیار و یا حتی متون منثور ایرانی چون گرشاسب نامه نشان می دهد این فصل شگرف در ایران بسیار رونق داشته است . البته ید نیست که اشاره ای به این نکته داشته باشم که اول بار ادبیات حماسی و تمایلات اپیک در یونان شکل گرفت و مشهور ترین آنها ایلیاد و ادیسه همر  می باشد که مرجع بسیاری از آثار حماسی جهان و یکی از موثر ترین ها بر موسیقی حماسی است چنانچه می دانید منووار گروهی که زمانی از محبوبیت عامه بسیار زایدالوصفی برحوردار بود تاکید عجیبی بر افسانه های همر داشت .

 بحثی را که در پست بیان می کنم دارای چند بعد متفاوت است .

1-   پرداخت ادبیات و اشعار حماسی

2-   پرداخت نمایش حماسی

3-   پرداخت موسیقی حماسی

 

 

در سال 2003 میلادی پروژه ای عظیم که بر پایه بیش از 30 مغز متفکر موسیقی در ژانر های مختلف از نوازندگان تا تهیه کنندگان تحت نام Aina را روانه بازار کردند و تحولی عظیم در ساخت نوع حماسی موسیقی ایحاد نمودند تحولی که کمی پیش تر لوکاسن هلندی ( مدیر پروژه آیرئون ) آنرا یا ارائه آثاری شگرف پایه نهاد . 4 عنصر اصلی خلق این اثر که Days of Rising Doom - The Metal Opera  نام داشت در واقع موزیسین های خلاقی بودند بنام های

Sascha Paeth-Amanda Somerville-Robert Hunecke Rizzo-Miro                

                                          

این آلبوم بقدری هوشمندانه ساخته شده است که تمامی کسانیکه در این پروژه حتی بصورت مهمان حضور داشتند متفق القول این نکته را اذعان داشتند که در آثار قبلیشان چنین قدرتمند ظاهر نشدند .

شاید تا به حال عبارت پرده خوانی یا نقالی به گوش شما خورده باشد در ایران بسیاری از آثار حماسی کهن چون شاهنامه به این شکل که درواقع نوعی تئاتر موزون است اجرا می گردید که در گذشته از سازهای کوبه ای و البته سازهای بادی و پرده های مختلف داستان بر روی دیوار قهوه خانه ها و حوض خانه ها استفاده می شد و یک مرشد و نقال کل داستان را بصورت به هم پیوسته برای بینندگان و شنوندگان روایت می کرد اما امروزه به مرحمت فرهنگ گریزی و تمدن ستیزی جاری این هنر حماسه خوانی به دست حاطرات سپرده شده است .

آلبوم مذکور با الهامات خاصی که از حماسه های باستانی شرقی گرفته است و آراستگی منطق عشقی غربی را در خود نمایان می سازد به اثری قوی تبدیل شده است که دارای ویژگی های خارق العاده است .

طراحی و فضاسازی شعری این کار را  بعهده داشته است و تنظیم و چهارچوب بندی موسیقی توسط  صورت گرفته است .

این اثر دارای 15 ترانه اصلی است که به بنا به سنت اکثریت مجموعه های پروگرسیو بصورت داستانی در ترانه اول مقدمه ای از شرح داستان ارائه می دهد و در ادامه در هریک از آهنگ های بعدی داستان را بسیار هنرمندانه به انتها می رساند و در واقع  موسیقی آرایش اصلی فراز و نشیب های این افسانه مدیریت می کند .

داستان روایت یک سه ضلعی عاشقانه است که البته این گونه مثلث های عاشقانه معمولا در آثار فولک جهان بیشتر به چشم می خورد و این گروه در واقع کاری را تهیه کردند که نمایه های متال اما در بستره اثری فولک می باشد که با بیانی اپیک و اپرایی اجرا شده است . می توان ادعا نمود که این بار ریف های هوی دست آمیزی است تنها برای ماندگار کردن اثر و ایجاد ارتباط روحی میان مخاطب حاص متال و نوایی که ذاتا ماهیتی کلاسیک دارد . به نظر می رسد ایجاد چنین پیوندی بسیار دشوار باشدچرا که جنس موسیقی متال فرسنگها با طبیعت آرام قولک فاصله دارد اما این نشان میدهد که تا چه اندازه انعطاف و نرمش پذیری در متال دیده می شود که به عقیده من تنها به دلیل ماهیت تغییر شکل یافته بلوز و جز در عصر جدید و پوست اندازی دوباره آن به هوی متال می تواند باشد.  چکیده ای از این داستان را می توانید با کلیک بر عبارت افسانه آینا مطالعه کنید .

در اینجا به نقدی مختصر از 5 ترانه اول این آلبوم می پردازم و به همه شما دوستان و خوانندگان عزیز پیشنهاد می کنم که حتما این آلبوم را تهیه کنید و برای یکبار هم که شده شنیدن آنرا تجربه نمائید چراکه عصاره  ای از ناب ترین موسیفی های جذاب و شنیدنی جهان در این مجموعه شنیده می شود که شاید مجبور باشید بیش از 15 آلبوم بشنوید تا گزیده ای از این آثار را پیدا کنید

شروع این افسانه با پیش درآمدی بر سبک و سیاق گروه دریم تیاتر یا بهتر بگویم یادآور آلبوم Change Of Seasons   می باشد. این ترانه بدون کلام با ریتمی ترکیبی از گیتار و درامز شکل می گیرد و کیبورد فضای اپیک کار را القا می کند و شنونده را در آستانه یک کار سینمایی قرار می دهد . در واقع در فرصتی در ذهن محاطب برای ساخت بخشیدن به داستانی که قرار است با آن مواجه شود ایجاد می کند .

در ترانه دوم  زبان بدبع آینایی بصورت زیر صدا قابل شنیدن است و ماجرای آینا و دو شاهزاده و مثلث عاشقانه شان روایت می گردد و علی رقم اینکه این کار را نمی توان یک پروسه هوی فرض کرد اما بخوبی صدای قدرتمندگیتار پاور و بیس مرکب با نیم نگاهی به کارهای هالووین قابل لمس است . می به شدت به این ترانه علاقمند هستم چراکه دندانه های صدای ووکال بسیار  ماهرانه بر بستر موسیقی فرورفته و کمترین خلایی را در ذهن شنونده ایحاد می نماید .

در Silver maiden گویی بریده ای از بهترین های بلوز در فضای کلاسیک ساحت یافته است . ترانه ای با محوریت شعری بسیار که بتدریج و با ملایمت شنونده را معطوف یک فولک ناب مشرقی  با همراهی سلوی هارپ ، ویولون و  فلوت و صدای شگفت انگیز ووکال می سازد . داستان دوشیزه ای نقره ای  .

یکی از اضلاع این سه گانه مجبور به ترک بازی برای مدتی می گردد چراکه رقیب گوی سبقت را از او ربوده و دخترک جان و جسم را  به دیگری سپرده است . داستان سفر شاهزاده دل شکسته به سرزمینی دور این بار با فضایی شمال اروپایی ، کاملا سرعتی و  ملودیک یادآور Edguy و Stratovarius و ... Glenn Hughes که آنقدر خوب می خواند که جای هیچ نقدی را بجای نمی گذارد .

سرزمین نشتوک متولد می گردد و داستان بسوی خشم مردانه خاوری سوق می یابد انگار که شاهنامه ای دیگر را می خوانی . یک اثر هوی متال بریتانیایی به تمام معنی که کمتر کسی را از یاد Iron maiden  غافل می سازد .

....

آفتاب و ماه را درگشت :

سالها بگذشت

در تمام پهنه البرز :

وین سراسر قله مغموم خاموشی که می بینید :

وندرون دره های برف آلودی که می دانید :

رهگذرهایی که شب در راه می مانند :

نام آرش را پیاپی در دل کهسار می خوانند :

و نیاز خویش می خواهند .

با دهان سنگهای کوه ، آرش می دهد پاسخ :

می کندشان از فراز از نشیب جاده ها آگاه :

می دهد امید !

می نماید راه .

 

 در انتظار نظرات روشنگرانه شما خواهم بود

 بخش دوم اين مطلب در پست بعدی

 

 

 

 

 


 
comment نظرات ()