موج موسیقی

نقد ومعرفی موسیقی راک

بلکفیلد
نویسنده : اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh - ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱۸
 

زخمه های باد

بر تارهای این چگور زمستانی

                    و آوازی موهوم

                    در شبستانهای  خاطره

                                            و این ، نه که افسانه خواب

                                              سرود بیدار باشی است

                                                                           در گوش رویای تو

                                           من برای توست که می نویسم ...

 

از نبودن و نماندنم هیچ نخواهید که بدانید تنها به این جمله بسنده می کنم که این بخت را مدتی نداشتم تا از حضور گرم و سازنده شما بر نهال نورسته این باغچه سایه بگیرم .

 

شاید اغلب علاقمندان و دنبال کنندگان موسیقی های مبتنی برتفکر و وتحقیقاَ هنری و البته صاحب سبک نام گروه و پروژه های شخصی استیون ویلسون (نقطه عطف گروه porcupine tree را شنیده باشند . استیون ویلسون یکی از فعال ترین موزسین های دهه ۹۰ و سالهای اخیر است که با ارائه آثاری پیشرو و در خور اعتنا ، توانسته است گوشه ای از دنیای متنوع موسیقی را معطوف خود سازد .

                                     

 

او باساخت ترانه های بیادماندنی و همچنین سرودن اشعار تاثیرگذار با موضوعات انسانی با پیش مایه هایی از فضای محزون تخیل یک انسان پناهنده به هنر ، در میان علاقمندان به موسیقی های خاص ، جایگاه محکمی را به خود اختصاص داده است و این دلیلی شده است برای اینکه از دیاری دیگر با نماد موسیقیائی بسیار متفاوت آویو گفن هنرمند  اسرائیلی صلح طلب که در مبان عبری زبانان جهان  از مقبولیت قابل توجهی هم برخوردار است در سال ۲۰۰۰  میلادی ،  پس از ارائه پیشنهاد برگزاری کنسرت به او وگروهش در تل آویو در حهت حصول به مقاصد مشترک گامهای موثری بردارند .پس از حضور استیون در تل آویو و بررسی آثار شخصی آویوگفن تصمیم بر این گرفته شد تا ان دو یک پیش درآمد مشترک ارائه دهند اما این پیش درآمد ساده بقدری موفق بود که تفکرشان متوجه تولید بک آلبوم شد . ظرف مدت ۱۸ ماه برغم فعالیت های شخصی و گروهی ، آن دو به مشغله تولید اثرمشترک نیز پرداختند . این آلبوم بخوبی نماینگر تفکرات پدید آورندگانش بود و براحتی میشد ازحس مسترک هر دو آنها در اثر ردپائی دید . سرانجام در سال ۲۰۰۴ گروه Blackfield دونفری  به مدد نوارندگان میهمان در کنسرتهای اولیه ، توانست اولین  Blackfield را روانه بازارکند و در زمره بهترین های ۲۰۰۴ قرار گرفت بطوریکه در لندن و تل آویو احراهای زنده و نیز مصمم بر آن شدند تا پایان سال جاری دومین  Blackfield را نیز ارائه دهند .

شنیدن این آلبوم برای علاقمندان متعصب استیوت ویلسون شبیه  یک ریسک بزرگ بود چراکه آنها باور نداشتند که

 یک هنرمند ناشناخته غیراروپائی بتواند آنچه آنان از ویلسون متوقع بودند برآورده سازد اما بیشتر منتقدان تولید همچین اثری پس ارز رویارویی مستقیم ، بر این عقیده استوارشدند که آلبوم مذکور از موفق ترین آلبوم های تجربی سالهای اخیراست .

 

و اما آلبوم

شاید یکی از عللی که باعث معرفی  آلبوم شد این باشد که من  بازهم صدای گامهای لرزان خزانی دوباره را که از هر نوایی برایم آشنا تر است چراکه به انتظارش می مانمم ، شنیده ام . خش خش خش .. برگها . شاید این آلبوم یکی از پائیزی ترین موسیقی هایی باشد که من شنیدم و گاهی نسیم خرانی ان بازوهایم را لرزانده و قطرات بارانش انگشتانم را تر و مرطوب ساخته و صدای کوچ بالهای فرشته گونه پرندگان را ....

در جایی خواندم که آلبوم با یک اثر سیدبرتی آغار می گردد چه اندازه پینک فلوید بر ذهن و روح شنوندگان و همچنین سازندگان اثر داشته است که حتی با گذشت نزدیک به نیم قرن هنوز هم آثاری که تداعی کننده هنر این گروه است خلق میگردد .

در این مجموعه اکثریت قریب باتفاق آهنگ ها دارای اقیانوسی از نواهای تاثیرگذار در عین حال تاثر برانگیز می باشد و هر چه کارها رنگ و بوی خاوری تر می گیرد وجه اندوه آور اثر بیشتر به چشم میآید .

نوای فولک عبری آنچنان روح نواز است که گاهی هنرهارمونیک کار استیون را پوشش می دهد . رویایی ترین لالایی را که شاید روان شنونده را بیش از آرم بخشیدن به سکون مطلق و سیلان صفر می خواند در مجموعه شاهد خواهید بود .

اثر برخلاف بیشتر فواعد پیشرو در موسیقی امروز جهان ، گه گاه شما را در کمترین زمان ممکن (مدت آهنگها) به آنچه در درون دارد فرا می خواند .۱۰ ترانه در کمتر از ۴۰ دقیقه موجز و مختصر . ولی در عین حال دیالوگ کلی آهنگها تاکید محکمی بر موسیقی مختص بریتانیا دارد که در پوسته ای به جنس تمدن کهن زاده سرزمین کنعان به قداست بیت المفدس شریف مستتر گشته است .

هرگز نمیتوانم بگویم کدام ترانه بهترین است و حتی یک انتخاب شخصی برای شنیدن موسیقی در یک بعداز ظهرنارنجی نیز از میان این ترانه ها نمی توانم داشته باشم گویی هر آهنگ علی رغم اینکه به آهنگ بعدی وابسته نیست اما برای شنیدن نیازمند پیوستگی به کلیت کار است .

شما را در آغاز مهری دیگر ، به شنیدن این اثر دعوت می نمایم . امیدآنکه با نقد اندیشه ام ، روزنی بی غایت درخشان به سویم بگشائید .     

 


 
comment نظرات ()