موج موسیقی

نقد ومعرفی موسیقی راک

 
نویسنده : اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٩/٤
 

با نام هر آنچه نام توست بر آن

 

 

پژواک باد است اینجا

همسرایی اندوه به دنبال شبی رنجور

این فصل گذراست

قرنهای اثیری می گذرند

ستارگان دورتر می شوند

توشادی های بی رنگ را از دسترس من دور کرده ای

نفس می کشم و

سنگ می شوم

رویایی جانکاه مرا

سرما زده در باران نگاه داشته

قطره قطره ریزش باران را می شنوم.

 

 

                             

 

 

 

بازهم سلام به شما دوستان و همراهان صميمی موج موسيقی

 

 

گاهی دلمشفولی ميان ما فاصله می افکند . اينها تنها فاصله اند و اگر کمی تو پيشتر آيی و من گامی به سوی تو  بر دارم . خواهيم ديد که چه نزديکيم .

 از اينکه در اين مدت مديد دوری من از موج موسيقی دوستانه از من خبری گرفتيد دو چندان مسرورم .

 

افسانه آينا با طرح نکاتی از پنج ترانه اول آلبوم در پست قبلی نيمه کاره ماند و اين فرصت را دوباره نصيب من ساخت تا بتوانم بازهم شانس شنيدن اين کار را پيدا کنم .

 

اين بار قصد دارم به نقدی کلی نسبت به ۱۰ ترانه باقيمانده بپردازم .

 

فصای موسيقی اين آلبوم در اواسط .  وفاداری عجيبی به کارهای دهه ۸۰ آيرون ميدن دارد گويی سازندگان اثر سعی در جاودانه سازی موج نوی بريتانيايی در يک طرح هلندی داشته اند . در يک سوم پايانی آلبوم ما شاهد اوج گيری مضاعف ايفای ارکسترال و فضا سازی منشور وار که از کيبورد شروع شده ودر نقطه پايانی به کار آکوستيک گيتار ختم می شود . هستيم . تصوير شکل گيری خشم و ويران سازی آينا در ترانه های  ششم و هفتم بخوبی قابل لمس است بطوريکه به ندرت کار دوبل گيتار در اين دو ترانه به گوش می رسد و خب اين شايد به اين علت باشد که سازندگان کماکان فصد داشته اند که شکل کلاسيک يک کار اپيک را حفظ کرده و تنها پوسته ای از هوی بر بدنه موسيقی خود حفظ کنند .

 

آینا سقوط می کند و صدای شکستن غرور ابرمرد آينايی و گريز او با همراه ثمره عشقش به صحرايی دور از بطن ترانه به گوش می رسد پيش درآمدی بر سياق آثار کلاپتون که زيرکانه ما را به ياد ديويد گيلمور دهه۷۰ می اندازد . اين قسمت کار بسيار هوشمندانه قدرت تميز شنونده را می سنجد .

 

باکره نقره ای آينا به بستر انتقام از خشمی نو آبستن است و مرثيه تولد پسر خشم با هنرنمايی ستاره بلک مورز نايت با نوای پيانو شکل ديگری به روند راکد آلبوم می دهد . از اين روايت داستان دچار روالی شرقی می گردد به نحوی که موسيقی صجرائی و عربی در < لالايی آمر > که يک ترانه ساخت يافته از تئوريسين گروه کملوت است خود را بازيافته و مخاطب را برای استقبال از پايانی شرقی و دل خواستنی  مهيا می سازد .

 

فرزند انتقام شيفته عشق به صحرا گريخته اش می شود بی آنکه بداند که اين عشق خط بطلانی است بر حظ  پدر .

صحنه های به بار نشتن احساس پسر حاکم خونخوار کراخون ها بسيار انديشمندانه از قالب کلاسيک خارج شده و با بکار گيری سلوی گيتار آکوستيک فضا يک بار ديگر به سوی تکاپو سازی برای ادامه داستان پيش میرود و درست به همين علت برخلاف تصور شنونده از پيانو در پرداخت اين تصاوير به دليل اجتناب از کليشه ای شدن اثر استفاده نشده است .

 

شتاب . شتاب و شتاب . کيبورد بسيار خوب توانسته است لعاب شرقی داستان را القا کند اما به نظر می رسد شنونده کماکان نيازمند شنيدن سلوی گيتار است و درست تا انتهای کار ريتم چرحشی اثر به گونه ای پيش میرود که مخاطب هر لحظه مشتاق تر اما بجای حرکات شگفت انگيز گيتار ما بيس را بسيار قوی تر می بينيم که من تصور می کنم به دليل پر کردن فضای ارکسترال سازندگان بيس را تاثيرگذار تر دانسته اند .

 

در کل اين آلبوم يکی از بهترين های موسيقی اپيک جهان در سال ۲۰۰۳ بوده است که توانسته حداکثر خواسته مخاطب را برآورده سازد .

 

اميدآنکه شما نيز شنونده اين اثر باشيد .

 

 


 
comment نظرات ()